اخلاق دکتر

امروز با دکتر و مهدوی و نادر رفتیم فولاد برای صدور کارت ورود و از اینجور کارها. هر وقت که دکتر را می بینم خیلی دوست دارم که از خیلی از کاراش الگو برداری کنم. مثل ادبش، برخورد با بقیه،فروتنیش و خیلی دیگه از اخلاقاش در واقع وقتی که رفتارهای خودم را با اون مقایسه می کنم می بینم که من به نوعی در مقایسه با اون از یک فقر فرهنگی رنج می برم. البته نه اینکه دکتر دیگه آخرشه نه، اونم 

مثل هر آدم دیگه ای یک سری اشکال داره اما به هر حال از نظر من فرهنگ پسندیده ای داره.


تو راه که داشتیم می رفتیم رادیو می گفت که جمعه قرار خورشید گرفتگی بشه



تغییرات

خیلی وقته که اینجا ننوشتم بیشتر برای اینه که خیلی همه چی پیچیده تو هم از طرفی زینب هم دیگه کمتر میاد اینجا(فید) خانوم به صورت خیلی مرموز یه سکوت طولانی را پیشه کرده از طرفی تقصیر نداره آخه من بهش گفته بودم که براش یه فایل می فرستم که بعضی از سوالاتم توشه و در واقع پروسه منتظر منه اما چند وقت پیش که باهاش چت کردم می گفت اینا بگم که من روی یکی دیگه از خواستگارام هم دارم به صورت جدی فکر می کنم. دوباره همه چی داره تکرار میشه من که میگم اون بیشتر دوست داره که من و خونوادم بریم خونشون تا بتونه راحتر مقایسه کنه. یا به نوعی اگه قرار انتخابی رخ بده با شناخت بیشتر باشه.

میگه هر وقت که راضی میشم که به ازدواج با شما فکر کنم انتظار دارم که شما تغییر کنید اما از طرفی می دونم که انتظار درستی نیست. 


عجب من هم خواسته یا نا خواسته دنبال تغییر اون هستم اما با خودم قضیه را حل کردم یعنی حتی اگه تغییرم نکنه بازم مشکلی نیست. ازش خواستم که اون چیزایی که دوست داره من تغییر کنم را برام بنویسه اینجوری می تونم افق فکریش را ببینم. امشب با علی رفته بودم بیرون براش گفتم که اینطور شده تحلیل جالبی داشت می گفت زینب توی تو یک سری چیزایی دیده که ظاهرا می پسندیده و نمی تونه ازش راحت بگذزه اما از طرفی یک سر چیز هم دیده که اذیتش می کنه و این تغییرات برای همینه.

ممکنه که مثلا محبت یکی من را جلب کنه اما یک سری نکاتی که من نمی پسندم کنارش باشه و من برای محبت راضی به ازدواج بشم اما بعد از مدتی که محبتش برام عادی شد نکات منفی بزرگتر جلوه می کنه و این خطرناکه!


نمی دونم بالاخره چی میشه ! 

امیدوار که از فرصت درست استفاده کنیم. خدایا هرچی صلاحمونه همون کن. غفلت یکی می تونه زندگی هر دو را تباه کنه. 



حسین (ع) هنوز مظلوم است

حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
قدرت سامورایی! شب ها در تکیه لخت می شود و میانداری می کند
و روزها  مردم را لخت می کند و زورگیری ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع می کند
وآخرین ورژن! پوسترهای علی اکبر  (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن ...!

حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید...

ستار گلمکانی صاحب بزرگترین بنگاه ملک و  ماشین شهر ۱ماه تکیه راه می اندازد
 و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می مالد و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!
حسین (ع)  هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
آقای صولتی تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می کند
و تا آخر سال هم مشتری هایش را!
حسین (ع)  هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه می زند و علم می کشد
ولی در ماه رمضان سیگار ازلبش نمی افتد!
حسین (ع)  هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
سیامک  چشم چران! که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است
در دسته جات عزاداری اسفند دود می کند!
حسین (ع)  هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
نیما پشت ماکسیمایش می نویسد "من سگ کوی حسینم"
ولی هیچ وقت از چارلی! سگ ۱۱ماهه اش دور نمی شود!
حسین (ع)  هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
حاج مجید مداح معروف شهر بابت ۷ ساعت مداحی
حقوق ۵۰ روز یک کارگر را می گیرد!
حسین (ع)  هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
جباری رییس شرکت  لبنیات شیر تو شیر! ۳۰شب شیر صلواتی
به خلق خدا می دهد و ۳۳۵ روزهم  با اضافه کردن آب شیرشان را می دوشد!
حسین (ع)  هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم
مولا بر مصیبت ما می گرید!
حسین (ع)  هنوز مظلوم است 
چون وقتی محرم می آید...
حاج آقا کلامی ۹شب مردم را به تقوی دعوت می کند
ولی در شب دهم سر زود پایین آمدن از منبر با هیت امنا دعوی می کند!
حسین (ع)  هنوز مظلوم است
چون وقتی محرم می آید...
هیت امنای مسجد ...علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورااطعام عزاداران

را شروع می کنند و بعد از آن با انرژی و فلوت! سینه می زنند و گریه می کنند !
حسین (ع)  هنوز مظلوم است 
چون وقتی محرم می آید...
کل یوم عاشورا یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه
کل ارض کربلا یعنی...چند مسجد و چند تکیه !
حسین (ع)  هنوز مظلوم است
چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد
او هم می رود تا سال بعد ! تا یاد بعد!