فراموش شده

این روزا احساس می کنم از خدا دورم دیگه مثل گذشته دستش را احساس نمی کنم  

خدایا روزگاری دست می یومد یا منا به جلو می برد یا گوشم را می کشید  

حتی بعضی وقتی آنقدر سفت می کشیدی که دادم در می یومد . اما بازم خوب بود چون می دونستم فراموشم نکردی و این کارا می کنی که بعدا یه چیزی را بهم بفهمونی. 

اما حالا چی 

خدایا حتی دست از تو آسین نمی یاد بیرون که  گوشم را بگیره  

خدایا دنیا بی رحمه  

خدایا من بدون دست تو ؟ 

خدایا به حال خودم رهام نکن .

 

دو دلی

اصلا دوست ندارم که تو دانشگاه آزاد دکتر بگیرم .

اما فقط یه چیزه که وسوسه کننده است .

اونم موقیت شغلی هستش که ایجاد می کنه . اخه اگه برم تقریبا هر دانشگاهی به راحتی می تونم هیئت علمی بشم البته فقط آزاد.

یه جورایی پول خوبی هم می دند الان که بری علاوه بر خرج دانشگاهت با 8 ساعت تدریس ماهانه 500  و وقتی هم که درست تموم شه می شه 1300 به اضافه ضریب تورم .

اما کنار این شرایط چیزایی هست که باعث شده من دو دل شم.

1- دانشگاه آزاده و من دوست ندارم

2- در برابر این پول ها تعهدات خفنی می گیرند که اگه بخوای از این راه منصرف بشی پوستت کنده می شه باید 2.5 برابر پولی که بابت بورست پرداخت شده را بپردازی

3- می خوام دانشگاه صنعتی امتحان بدم اگه اونجا قبول بشم بهتره

4- حال و حوصله تهران رفتن را ندارم

5- احمقها خوابگاه نمی دند

6-اونجا الکترونیک قبول شدم و من می خوام تزم را ایمیج پروسسینگ بردارم و آقایون گیر می دند

و چند تا دلیل الکی دیگه /

برگشت پر دردسر

برگشتیم از دبی اما پدرمون در اومد رفته بودیم توی یه مرکز تجاری بعد که می خواستیم بریم فرودگاه خوردیم به ترافیک اونم چه ترافیکی کلا تو امارات خیابونا بسیار پهن و خوبه اما وجود چندتا مشکل یه جورایی با و جود این خیابونا ترافیک ایجاد می شه . اگه یه نفر بره اونجا و این خیابونای 4 یا 6 بانده را ببینه حسابی کفبر می شه اما کافیه که خودش یه ماشین اجاره کنه و پشت ماشین بشینه اونوقته که مشکل اصلی را می بینه . مشکل اینجا ست با وجود اون خیابونها اونچنان گویا نیستند .در ایران برای تقاطع های غیر هم سطح از پل های شبدری استفاده می شه اینطوری راننده می دونه که اگه بخواد مسیرش را تغییر بده با ید از کجا وارد خیابون دیگه بشه یا قبل از رسیدن به تقاطع شکل اون را میتونه تو ذهنش تصور کنه اما تو امارات خیابونا از یه شکل منظم بر خوردار نیستم و گاهن برای تغییر مسیر باید یه مسیر احمقانه طی بشه . 

اونجا دور بر گردون بجز در سر چهار  راه جای دیگه ای نیست . بگذریم من هر چه قدر هم توضیح بدم تا آدم خودش اونجا رانندگی نکنه متوجه نمی شه. 

خلاصه اینکه ما در اثر این مشکلات دیر به فرودگاه رسیدیم و هواپیما هم رفته بود. 

اما شانسمون زد و پرواز تهران همون شب جا داشت. ما هم برای چنج بلیطهامون 270 هزار تومان دادیم بعد اومدیم تهران از اونجا هم با تاکسی رفتیم ترمینال جنوب از اونجام با تاکسی اومدیم اصفهان .