دندون

دیروز رفتم پیشه آرمین تا یه نگاه به دندونام بندازه 

 

کلی معطل شدم فکر نمی کردم بشناسه اما شناخت حالا نمی دونم از روی پروندم یا از روی قیافم 

 

مجبور شدم چندین تا عکس بگیرم  

گفت دندونات بر خلاف ظاهرشون وضعیت بدی داره و ۴ تاش باید عصب کشی بشه . 

خدا بخیر کنه هم پولش زیاده هم دردش. 

 

فکر کنم دندونپزشکی شغل پر پولی باشه  

یادمه تو سربازی یکی از بچه های که پزشکی می خوند می گفت این رشته نسبت به رشته های دیگر پزشکی از نظر علمی پایین تره اما از نظر درآمد بالاتر حالا یارو از روی غرض می گفت یانه نمی دونم یه جورایی مثل رشته برق قدرت در مقابل بقیه گرایشهای برقه! 

 

به هر حالا من از هر کاری که نسبت مستقیم با کار کردن آدم داره زیاد برام جالب نیست هر چند که این نسبت بزرگ باشه. 

 

به هر حال پولش نوش جونش بخصوص وقتی از مامان شنیدم که آرمین خونواده دایی رسول را که زیاد وضعشون خوب نیست به صورت مجانی درمان می کنه ارزشش پیشم چند برابر شد.

سیب زمینی مجانی

امروز داشتم از خونه می رفتم بیرون یکی از همسایه ها گفت که مسیرت کجاست میری وحدت منم که دیدم پیره زن هست گفت آره  

 

می گفت که شنیده که شهرداری داره سیب زمینی مجانی میده فکر کردم شوخی می کنه اما نه  

اصلا اون داشت می رفت که سیب زمینی بگیره باور کردنی نیست به قول بابا شهرداری خر نر را هم می دوشه حالا بیاد به مردم مجانی سیب بده . 

 

بنده خدا رسوندم اون جا کلی آدم جمع شده بودند راست می گفت کلی گونی سیب اونجا بود و هر کس هر چی می خواست بر می داشت . 

پیادش کردم گفت برو من خودم با یکی بر می گردم دلم بحالش سوخت پیاده شدم و دوتا گونی برش گذاشتم تو صندوق عقب ماشین اما  

 

با کمال تعجب دیدم خودشون سوار نشدند دلیلشا پرسیدم گفت تو این گونی هارا ببر من چندتا دیگه بر می دارم با یکی دیگه میام  

 

در دیزی بازه .... 

 

من ابله را بگو که می خواستم به تو کمک کنم خلاصه براش بردم دم خونشون  

  

حالا بماند که سیب زمینی ها جالبی نبود و انگار رو دست شهرداری باد کرده بود و برای خلاص شدن از شرش این کار را کرده بود 

و اینکه کلی از اونا زیر دست و پا لح و بدرد نخور شدند 

 

درهم بر هم

این روزا همه چیز بهم ریخته  

وضع خونه که حسابی نابسامونه آخه داریم سنگ می کنیم و همه چیز بهم ریخته بعدشم باید رنگ بزنیم و خونه تکونی کنیم . 

 

اقتصادی هم که همچنان افتضاح تشریف داریم این مردک ربانی که جواب تلفن را نمی ده و وقتی هم که بهش اس ام اس می زنیم می گه الان باهاتون تماس می گیرم . 

همین الان که داشتم با علی از استخر بر می گشتیم علی می گفت بعضی وقتا که می بینم یه سیاست مداری کلی خالی های تابلو می بنده با خودم می گم یعنی ممکنه بعد بلافاصله یاد ربانی می افتم و با خودم می گم ممکنه! 

 

وضع پروژه بازیها هم که اصلا داده های اولیه را ندادند و ما هم نمی دونیم تاکی فرصت داریم. 

 

حالا تو این شیر تو شیر باید برای این دکترا هم بخونم راستی با کلی مکافات ثبت نام کردم آخه باید پولش را از طریق اینترنت واریز می کردیم  

 

مردشور این دولت الکترونیک را ببرند کلی دم و تشکیلات مز خرف به نام بانک با سود های سرسام آور و فساد و پارتی بازی  به وجود آورده که دو ریال نمی دونند بامشتری چطور برخورد کنند . 

 

خدا پدر مادر این بانکهای خصوصی را بیامرزه اگه اینا نیومده بودند حتمی سیستم این ابله ها هیچ تغییری نمی کرد.