تایپ

دو سه هفته پیش رفتم یه سری از برچسب هایه فارسی گرفتم تا بچسبو نم رو لب تاپم تا وقتی خواستم تو وبلاگم بنویسم دیگه مجبور نباشم با کامپیوتر خونه تایپ کنم .

برای همینم بود که تعداد پست هام یه چند روزی بود زیاد شده بود. اما لعنتی بعد چند روز همش پاک شد و من مجبور شدم همه  را بکنم .

حسابی پدر صفحه کلیدم در اومده فکر کنم دیگه مجبورم تایپ فارسی را هم یاد بگیرم.

اما درکل می خوام از این به بعد بیشتر بنویسم حتی اگه چرتو پرت باشه .

کرمان

یه چند روزی بود مامان می گفت می خام یه سر برم پیش مژگان.  منم چون می ترسیدم که تو راه ماشن خراب بشه می گفتم باید چندتا ماشین بریم اونم می گفت آخه تو این موقع از سال کی میره کرمان خداییش راست می گفت  منم هفته پیش بهش گفتم باشه من  می یام هر موقع را خودت گفتی میریم .

اما از قضا انگار آقا رضا زودتر از ما دست به کار شده بود و با دامادش رفته بود به پسرش سر بزنه و با هم دیگه همگی رفته بودند چهاربهار

مامان گفت صبر می کنیم برگردند وقتی رفتند کرمان ما از اینجا راه می افتیم خلاصه ۴ شنبه صبح اونا رسیدند کرمان ما هم ساعت ۱۰.۳۰ راه افتادیم فاصله در حدود ۷۵۰ کیلومتر بود با جاده نسبتا خوب اما پر از پلیس- نامردا یک بار هم منا جریمه کردند یه بار دیگشم با ترفند مریضی مامان جان سالم به در بردیم. حدود ساعت ۶ بعد از ظهر رسیدیم کرمان حسابی خسته بودیم اقارضا و اقا مجید هم اونجا بودند .فرداش هم رفتیم یه چندتایی موزه  حمام گنج علی خان و یه گشتی هم تو شهر زدیم شهر بدک نبود جالب اینجا بود که با وجود کویرهای ریاد تو استان کرمان چون اطراف شهر کوههای زیادی بود آب و هوای شهر نسبتا معتدل بود و شبها می شد توی حیات خوابید و گاهی هم انچنان سرد می شد که باید پتو رو خودمون می انداختیم .

شهر هم زیاد وسعت نداشت اون چیزی که زیاد بهش برخورد می کردم وجود گداهای سمج بود که اکثرا بهشن می خرد که معتاد باشند.

در کل قابل تحمل بود.

دیروز بعد از ظهر هم راه افتادیم اومدیم اصفهان

کلی خسته شده بودم .خداییش هیچ جایی برای آدم خونه خودش نمی شه .

مسابقه

امروز تو مسابقه برنامه نویسی که از طرف دانشگاه آزاد مشهد برگزار شده بود شرکت کردم .مسابقه با زبون C++ بود
قبلنا قکر می کردم آدم بسیار حرفه ای هستم در زمینه برنامه نویسی اما بعد این مسابقه حسابی بال و پرم ریخت. تو 130 نفر 89 شدم
کل سوالا 8 تا بود که من فقط یکیشا تونستم حل کنم
اسماعیلم که هیچ کودومشا حل نکرد و111 شد.
البته من تا حالا با C++
برنامه ننوشته بودم و زیاد هم آشنایی با توابع اون نداشتم و بیشتر از رو یه سری مثال هایی که داشتم برنامه می نوشتم.بعدا که کد برنامه های نوشته شده را دیدم مثل این بود که من با شمشیر می جنگیدم و اونا با تفنگ.
اما خوب امروز فهمیدم که تو برنامه نویسی همچین یلی که قبلنا فکر می کردم نیستم
کلی حالم گرفته شد.
روز یکشنبه هم مرحله دو مسابقه هستش باید تلافی کنم آخه 50 نفر اول می رند مشهد مسابقه نهایی را برگذار می کنند حالا تا ببینیم چی میشه.
امروزم خانوم اخمدی میل زده که با یه آقایی که من نمی شناختم ازدواج کرده
بهش تبریک گفتم خانوم احمدی شاگرد اول مونه تو دوره فوق- حسابی آدمه منظبط و با تلاشی بود امیدوارم تو زندگییه خصوصیش موفق باشه.