الان از دوچرخه سواری بر می گردم. لب رودخونه خیلی شلوغ بود برای همینم زیاد جالب نبود اما به هر حال دوچرخه سواری وسط یک طبیعت سرسبز با یه رودخونه زیبا خیلی دلپذیره. اما همه اینا به کنار سگ های نظام هم به کنار. هر 500 متر به 500 متر دونفر از سرباز ها ایستاده بودند که طوری به آدم نگاه می کردند که انگار .....
یخورده جلوتر ایستگاه بازرسی بود. هر ماشینی که پسر ودختر توش بود و مشکوک به دوست دختر و پسر بود را می گرفتند. ماشین پارکینگ و خودشونم یه ماشین ون بود که سوارشون می کردند.
کار حکومت به کجا رسیده از تفتیش عقاید به تفتیش روابط. واقعا آینده گان چی در مورد ما می گند.

آه پای پسرم خورد به سنگ

ای سید من شاید تو از درگاه لطفت مرا رانده ای و از خدمت بندگیت دورم ساخته ای، یا شاید دیدی من حق بندگیت را خفیف شمردم بدین جهت از درت مرا دور کردی یا ان که دیدی من از تو روی گردانم بدین سبب بر من غضب فرمودی
یا آنکه در مقام دروغگویانم یافتی لذا از نظر عنایت دور افکندی یا شاید دیدی شکر گذاری از نعمتهایت نمی کنم مرا محروم ساختی یا شاید مرا در مجالس اهل علم نیافتی، بخواری و خذلانم انداختی یا شاید مرا در میان اهل غفلت یافتی به دین جرم از رحمتت نومیدم کردی یا شاید دیدی در مجالس اهل باطل الفت گرفته ام مرا میان آنها واگذاشتی
یا شاید دوست نداشتی دعایم را بشنوی از درگاهت دورم کردی یا شاید بجرم و گناهم مکافات کردی یا شاید به بی شرم و حیائی با حضرتت مجازاتم نمودی
با هر حال اگر ای خدای من عفو کنی شایسته است که پیش از من چه بسیار از گنهکاران عفو کرده ای چرا که لطف و کرمت ای خدا برتر و بالاتر از آن است که بندگان مقصر را به کیفر رسانی و من به فضل و رحمتت پناه آورده و از تو بسوی تو می گریزم که عفو و بخششت از کسی که به تو حسن ظن دارد وعده ای قطعی است.
ای خدای من فضل و رحمتت وسیعتر و حلم و بردباریت بزرگتر از آن است که با من به عملم مقایسه کنی یا مرا به گناهم خوار گردانی و من کیستم ای مولای من و چه قابلیت دارم مرا به فضل و کرمت ببخش ای سید من و به عفوت بر من منت گذار و به لطفت بزشتیم پرده پوشی کن و از توبیخ و تهدیدم بذات بزرگوارت در گذر.
خدایا این دعا همه اونچیزیه که می خوام بگم. خدایا به تو پناه آوردم پناهم ده.
من دل به غم تو بسته داریم ای دوست
درد تو به جان خسته داریم ای دوست
گفتی که به دل شکستگان نزدیکم
من نیز دل شکسته داریم ای دوست